یا حق
آب اگرچه بی صدا ترین ترانه بود تشنگی بهانه بود
من به خوابهای کوچک تو اعتماد داشتم
چشمهای عاشق تو را به یاد داشتم
میوزید عطر سیب سمت خوابهای ساده و نجیب
من به جستجوی تو در هوای عطر بوی تو
رفت و آمد کبود گاهواره ها زیر چتر روشن ستاره
تا هنوز عاشقم تا هنوز صبر میکنم
ابر میرسد باد مویه میکند چکه چکه از گلوی ناودان یاس تازه میدمد
تا هنوز تشنه ام تا هنوز تشنگی بهانه است آب بی صداترین ترانه است...
لالایی گریه ی بارون تو این گلخونه ی ویرون
بریز نم نم ببار آروم رو یاس تازه ی گلدون
لالا نازک مثل پونه لالا دلگیرو بی خونه
گل من تشنه و تنها اسیر این خیابونه
لالا لالا دلم تنگه لالایی گریه کن بارون
لالا لالا ببار آروم لالایی با دل پر خون
لالا فانوس چشم او گل نیلوفر من شد
نور خورشید سرگردون چراغ آخر من شد
مثل ابری که میناله مثل بادی که میخونه
ببین تنها تو رو دارم تو این دنیای وارونه
لالا لالا دلم تنگه لالایی گریه کن بارون
لالا لالا ببار آروم لالایی با دل پر خون
لالایی باد سرگردون لالایی باغ ویرونم
لالایی لاله ی غمگین لالایی بید مجنونم
تو این بی آب و آبادی تو این ویرونه ی تنها
بخواب آهسته آهسته گل نیلوفر زیبا
لالا لالا دلم تنگه لالایی گریه ی بارون
لالا لالا ببار آروم لالایی با دل پر خون...
شاعر: عبدالجبارکاکایی
خواننده: فریدون آسرایی